ღღبه سراغ من اگر می آیید نرمو آهسته بیاید..مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من..ღღ
سلام اين دفه ديگه زودي آپ کردم آخه اونقده
اتفاقاي خوب اين مدت برام افتاده دلم
نيومد ننويسم
خاطراتم با دختر عموم رها يا بهتره بگم آبجي رها
من و رها بيش از اينکه دختر عمو هستيم يه جورايي
آبجي هستيم وقتي باهيم مدام تو سر و کله همديگه ميزنيم
حتي سر کوچيک ترين
چيز .من و دختر عمو خود پت و متيم . يک سال از من کوچيکتره . الان خودشم اينجاس و باهمديگهو آبجي
کيانا اين آپو مينويسم .
خوب
جاتون خالي چن وقت پيش اصفهان بوديم حالا از
رفتمون نميگم که تو اوتوبوس چه قده تو سر و کله هم زديم و قرار بود وسط راه
رها برگرده .
از سوتيامون بگم که رفتيم واسه دختر عموم شلوار
لي بگيريم پنج دقيقه اي وايساده بوديم دختر عموم چن تا رنگشوپسنديد بعد يهو يه
پسره برگشت گفت خانوما مغازه بغلي شلواراش زنونه اس و زد زير خنده مام حسابي ضايع
شديم
.تازه اين يه نمونه از سوتيامون بود . حالا شما جنبه داشته باشين نخنديدن
بهمون . توجه مينموييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي.
رفتيم خونه آبجي
بهار شب که عموم اينا اومدن تا با هم بريم خونشون دم در با آبجي بهار و امين و رها
داشتيم در مورد تولد زن عوم نقشه ميکشيديم که يهو عموم گازشو گرفت و رفت آبجي و
امينم گفتن اين کوچه رو مستقيم بريد دست چپ بپيچيد. شب خوش . رفتن داخل و درو بستن
. من و رها مونديم تو کوچه ديديم عموم برگشت نگو دختر عموم يکتا گفته بابا
وايسا ااااااا اينا جاموندن بيچاره فک ميکرده واقعا
عموم يادش رفته ما رو ببره . عموم تازه برگشته ميگه اه شما مگه سوار نشديد . (عموم
عشقه بخدا خيلي دوسش داريم خيلي شيطونه . آدم رو ضايع ميکنه در حد جام جهاني. اندازه بابام دوسش دارم
)اين چن روز کلا تو فاز خندهههه بوديم .
مام
تصميم گرفتيم دفه ديگه بريم هتلللللللللل راحتتتتتتت .
حالا از تولد زن عموم بگم که حسابي غافليگرش
کرديم
روز تولدشم وعده ماست يني 12 اسفند و راي و اين حرفا. آبجي بهار فيلمبرداري حرفه اي ميکرد. با
گوشيش کلي فيلم گرفت از تموم لحظات .آخر شب گفتيم آبجي بپر فيلماتو بيار ببينيم
رفته گوشيشو آورده ميگه خاک بر سرم سيو نکردم هيچکدومو . هي خداااا ما رو باش با
کي ميريم سيزده بدر . اينم بگم کيک گرفتيم شمع يادمون رفت آخرشم يه شمع کوچولو
موچولو پيدا کرديم گذاشتيم وسط کيک .
شب آخر رفتيم سينما .ساعت شلوغي رو ديديم
ملت حسابي جوگير شده بودن يه پسره آخرش پا شد و رقصيد.راسي تصميم گرفتيم دفه ديگه با
لباس تو خونه اي بريم سينما . آخه مده. تازه کلاسشم بيشتره آخه يه خانومه يه پالتو
شيک و خوشکل پوشيده بود با شلوار صورتي راحتي
با مارک .adidasفک کنننننننننن .
مردم حسابي کلاس
دارناااااااااااااا


واقعا اين چن روز بهتريم روزاي عمرم بود . اتفاقاي غير منتظره
واسم پيش اومد . خدايا شکرت .
راسي آهنگم وبمو بازم از مرتضي پاشايي گذاشتم آهنگي که خيلي ازش خاطره دارم آهنگي که هر وقت گوش ميدم اون خاطرات يادم مياد . هيچ وقت از گوش دادنش خسته نميشم .
مشکل آقايون با ما
چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به اجبار مامان جونم رفتم واسه بار دوم
امتحان دادم واسه گواهينامه. آخه دفه اول بيخود ردم کرد منم حرصم گرفت گفتم نميرم ديگه . دفه دوم
که رفتم قبول شدم . نميدونم مشکل آقايون با ما خانوما چيه که دفه اول ردمون ميکنن
. واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نگاهت
رابه کسی دوزکه قلبش براتوبتبه
چشمانت رابانگاه کسی آشناکن که
زنگی رادرک کرده باشه
آرامش نگاهت روبه قلبی بیوندبزن که بی ریاترین باشه
لبخندت رانثارکسی کن که دل به زمین نداده باشه
رویایت روباچهره ی کسی تصورکن که زیبایی رااحساس کرده باشه
چشم به راه کسی باش که توراانتظارکشیده باشه
عاشق کسی باش که تک تک سلول های بدنش تقدس عشق رادرک کند